نویسنده :
اِل بانو - ساعت ۱:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱
این شعرو شهرام ناظری بسیار زیبا خوندش که وقتی گوش میدی از خود بی خود میشی...
پیدا شدم پیدای نا پیدا شدم
شیدا شیدا شیدا شدم
من او بُدم من او شدم
با اوبُدم بی او شدم
در عشق او چون او شدم
زین رو چنین بی سو شدم
چون او چون او شدم..
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ۱٢:۱٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠
دیروز کلاس مثنوی خوانی بود..استاد برخلاف جلسه قبل اصلا خوشحال نبود درعوض بسیار عصبانی بود.فریاد میکشید از بابت ............کلی همرو ناراحت کرد
این جمله منو به یاد استاد میندازه:ولترمیگوید:
من با آنچه شما میگویید موافق نیستم اما حاضرم جان خود را در راه دفاغ از حق شما برای سخن گفتنتان بدهم.........
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ۱٢:۱٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠
آدمی را خیال هر چیز با آن چیز می برد،خیال باغ به باغ می برد،و خیال دکان به دکان،
اما در این خیالات تزویر پنهان است..........
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ٩:٤٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧
عشق داغیست که تا مرگ نیاید نرود،
هر که از این داغ در چهره نشانی دارد
دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی
آری آری سخن عشق نشانی دارد......
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ٧:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤
شمس جمله قشنگی در مورد مولانا میگه......
تنهات یافتم.
هریکی به چیزی مشغول و بدان مشغول و دل خرسند:
بعضی روح بودند، به روح خود خود مشغول بودند.
بعضی به عقل خود ، بعضی به نفس خود.
تو را بی کس یافتم.
همه یاران رفتند به سوی مطلوبان خود.
تنهات رها کردند.
من یار بی یارانم ......
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ۱٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۳
چقدر سخت میتونه باشه که آدم به این مرحله برسه..........
شمس، با افسوسی انگیخته از تجربههایی تلخ، اعتراف میکند که:
«راست نتوانم گفتن، که من، راستی آغاز کردم، مرا بیرون کردند!
اگر تمام، راست کنمی، به یکبار، همه شهر، مرا بیرون کردندی!»
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ۱٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۳
خانه دل مارا از کرم عمارت کن !
پیش از این که این خانه رونهد به ویرانی!
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ۱۱:٤٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۳
کلا گزارش دیروزرو مینوسم:
اول صبحی پاشدم رفتم دانشگاه که با سرویس ببرنمون بازدید از خانه سالمندان با اینکه ١ساعت زودتر رفته بودم امان از این سایت دانشگاه که اونجا موندگار شدمو در آخر هم با دوست گرامیمان ٢تایی از سرویس جا موندیم

عصر:
رفتم کلاس مثنوی خوانی،دفتر دوم مثنوی هستیم شعرشو به هیچ عنوان یادم نمیاد چون از هر دری بحث به میون اومد:رحیم مشایی گرفته تا چرا ثبت احوال اجازه اسم های اصیل کردی و لری رو نمیده و واحد پول ایرانیو..... دیگه خودتون فکرشو بکنن که چی بود من که هیچی از تفسیر شعر یادم نموند یعنی اصلا متوجه نشدم که بخوا یادم بمونه.
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ۱٠:۳۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢
امرو بعد از چندین هفته باز میخوام برم کلاس مثنوی خوانی خیلی خوشحالم.٣-۴ جلسه بیشتر نرفتم ولی با این حال کیف کردم
فکر میکنم به خاطر بیان گیرای استاد نیک عهد باشه.
گزارش کلاس امروزو فردا مینویسم
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ۱٠:۱۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢
من ابلیسم !......
اگر آدمی ، خود پاک باشد ، ابلیس را چه یارای آنست
که گرداگرد او گردد و او را آزار رساند
نویسنده :
اِل بانو - ساعت ٩:٤۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۸
ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید
معشوق همین جاست بیاید، بیایید
معشوق تو همسایه دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته، شما در چه هوایید؟!
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه برین بام برآیید
.....