یار جانی

اندر احوالات منه عاصی

اصل
نویسنده : اِل بانو - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 

....بهانه می آوری که من خود را به کارهای عالی صرف می کنم، علوم فقه و حکمت و منطق و نجوم و طب و غیره تحصیل می کنم. آخر، این همه برای توست. اگر فقه است، برای آن است تا کسی از دست تو نان نرباید و جامه ات را نکند و تو را نکشد تا تو به سلامت باشی. و اگر نجوم است، احوال فلک و تأثیر آن در زمین_ از ارزانی و گرانی،امن و خوف_ همه تعلق به احوال تو دارد، هم برای توست. و اگر ستاره است_ از سعدونحس_ به طالع تو تعلق دارد، هم برای توست.چون تأمل کنی، اصل تو باشی و اینها همه فرع تو. چون فرع تو را چندین تفاصیل و عجایبها و احوالها و عالمها بوالعجب بینهایت باشد، بنگر که تو را که اصلی چه احوال باشد...


 
 
روح دعا
نویسنده : اِل بانو - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٤
 

حکایت می آورند که حق تعالی می فرماید که ای بندهء من، حاجت تو را در حالت دعا و ناله زود برآوردمی، اما در اجابت جهت آن تاخیر می افتد تا بسیار بنالی که آواز و نالهء تو مرا خوش می آید. مثلاً، دو گدا بر در شخصی آمدند؛ یکی مطلوب و محبوب است و آن دیگر عظیم مبغوض است. خداوند خانه گوید به غلام که زود، بی تاخیر، به آن مبغوض نان پاره بده تا از در ما زود آواره شود؛ و آن دیگر را که محبوب است وعده دهد که هنوز نان نپخته اند، صبر کن تا نان برسد.


 
 
غذای روح یا تن...؟
نویسنده : اِل بانو - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳
 

درین عالم آن غذا را فراموش کرده ای و به این مشغول شده ای و شب و روز تن را می پروری. آخر، این تن اسب توست، و این عالم آخور اوست؛ و غذای اسب غذای سوار نباشد، او را به سر خود خواب و خوری است و تنعمی است.
اما سبب آنکه حیوانی و بهیمی بر تو غالب شده است: تو بر سر اسب در آخور اسبان مانده ای و در صف شاهان و امیران عالم بقا مقام نداری. دلت آنجاست، اما چون تن غالب است، حکم تن گرفته ای و اسیر او مانده ای


 
 
خیال
نویسنده : اِل بانو - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠
 

آدمی را خیال هر چیز با آن چیز می برد،خیال باغ به باغ می برد،و خیال دکان به دکان،

اما در این خیالات تزویر پنهان است..........